مرتضى راوندى
492
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تاريخ 3 شهر جمادى الثانى در چمن سلطانيه بدين داعى ، شاه فرمودند كه اختيار تام به دست مالك رقاب شاهزاده عباس ميرزا تسليم فرموديم ؛ و الحال از رودخانهء آراس به تسخير بلاد قرهداغ خواهد گذشت و قشون ركابى و جنود آذربايجان را الى دلو و حوت مرخص نفرموده بايد كه در مقابلهء اروس بمانند . . . اما تير اميدى كه بنابر يمن و ايمان و عهد و پيمان فيما بين . . . حاصل نموديم ، تا حال باطل و بيهوده انداخته به هدف كامرانى نرسيدند . . . و وعدههايى كه بارها شنيديم بيمعنى و بىاساس گرديدند . . . انديشه و مظنهء اعليحضرت ناپولهون كدام مىباشد چون شنود كه در حين جاننثارى خود ، و در زمان چندين خونفشانى دليران عساكر فرانسيه ، بواسطهء فتحعليشاه ، دولت ايران فرصت را غنيمت نمىشمارد و گروه قليل را كه بيقوت و بيقرار مانده پناهى ندارند ، تا امروز دور از نفوذ ممالك خويش ندواند . . . متوقع آنكه آنجناب ، همين رقيمه را بهنظر همايون ظل اللهى رسانيده آنچه كه عالىحضرت پادشاهى بفرمايند به كاتب حروف اعلام نمايد . » « 21 » دورهء اول جنگهاى ايران با روسيه پس از جلوس فتحعليشاه ، هراكليوس ، پادشاه پير گرجستان ، درگذشت و فرزند او گرگين خان به زمامدارى رسيد . وى مصلحت خود را در اين ديد كه يكباره سلطنت گرجستان را به امپراتور روس واگذارد و از اطاعت ايران سر باز زند ؛ ولى عدهاى از اشراف گرجستان و برادران گرگين به اين امر راضى نبودند و از فتحعليشاه استمداد جستند . در همين ايام ، در اثر شورشى كه در قراباغ به وقوع پيوست ، لازارف « 22 » از طرف روسيه مأمور سركوبى گرديد و گرجستان را متصرف شد . اين جريانات زمامداران حكومت ايران را متوجه ضعف قشون ايران نمود ، و بر آن شدند كه از لحاظ اسلحه و مهمات و سازمانهاى جنگى ، ارتش ايران را به صورت كشورهاى اروپايى درآورند . عباس ميرزا و وزير باكفايت او ، قائممقام ثانى ، بيش از ديگران براى اصلاح ارتش ايران سعى و كوشش كردند و در اين راه از روسها و فرانسويها و انگليسيها يارى جستند ، و در سايهء اين تلاشها ارتش ايران فى الجمله سر و صورتى يافت و راه و رسم جنگى اروپاييان به ايران راه يافت . پس از آنكه مدتى از تصرف گرجستان توسط لازارف ، گذشت ، سيسيانف « 23 » بدون اعلان جنگ به ايروان حمله كرد و جنگ اول بين عباس ميرزا و روسها در نزديكى اچميازين ( اوچ كليسا ) روى داد ؛ ولى در آغاز جنگ ، پيشرفتى نصيب ارتش ايران نشد . اما پس از آنكه فتحعليشاه به كمك وليعهد آمد روسها شكست خوردند و ايروان از محاصره درآمد ( 1219 ه . ) . روسها پس از آنكه در اين مرحله شكست خوردند از طرف بندر انزلى ( پهلوى ) به رشت حمله بردند و از اين حمله نيز نتيجهاى به دست نياوردند و ناچار به باكو عقب نشستند . جنگهاى محلى بين ايران و روسيه از 1219 تا سال 1227 بين ايران و روسيه ادامه داشت و ايرانيان همواره به مساعدت انگليسيها اميدوار بودند ؛ ولى ديرى نگذشت كه بين روسها و انگليسيها در جهانخوارى سازشى روى داد و افسران انگليسى بر خلاف پيمانهايى
--> ( 21 ) . همان ، ص 162 به بعد . ( 22 ) Lazaroff ( 23 ) Sissianoff